مقدمه

از ویژگی های منحصربفرد رهبر معظم انقلاب، نوآوری در کلام برای بیان و تحلیل تحولات و مسائل روز سیاسی است. قدرت مفهوم سازی، استفاده به هنگام و تبیین دقیق آن با توجه به تمایز در سازمان معنایی مفاهیم، زمینه ساز فراگیری سریع واژگان و مفاهیم مورد اشاره معظم له در جامعه می شود. نامگذاری شعارهای سال، تولید واژگانی برای ترویج و توسعه باور به «ما می توانیم» در حوزه های مختلف علمی و فنی در قالب کلماتی نظیر؛ جنبش نرم افزاری، نهضت تولید علم و کرسی های آزاد اندیشی، تولید ثروت از علم، اقتصاد مقاومتی، نفوذ و ... بخشی از این خلاقیت در بیان رهبر حکیم انقلاب است.

از جمله واژگانی که در دو سه دیدار اخیر مقام معظم رهبری مورد تاکید واقع شد، کلیدواژه «جهاد کبیر» است. در این مطلب به بررسی مفهومی آن در ادبیات قرآنی با توجه به تفسیر و توضیح مقام معظم رهبری، ویژگی ها و الزامات آن می پردازیم.

رهبر معظم انقلاب در جمع پاسداران دانشجو و حاملان علم سرخ پاسداری از حریم ولایت و انقلاب، با اشاره به تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌های گسترده جبهه استکبار برای نفوذ و تغییر هویت نظام اسلامی، فرمودند: مهمترین وظیفه‌ کنونی مراکز دانشگاهی و حوزوی، عناصر و جوانان مؤمن و انقلابی و همچنین سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، «اقدام سنجیده و هوشمندانه برای تببین و روشنگریِ ژرفا و عمق شعارهای انقلاب» و «پرهیز از اقدامات سطحی»، «کادرسازی برای آینده»، و «تدوین علمی تجربه‌های متراکم و شگفت‌انگیز انقلاب در طول 38 سال گذشته» است.

مقام معظم رهبري سه روز بعد در ديدار با منتخبان پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری نيز از «جهاد کبير» به عنوان ضرورت و نياز امروز جامعه ياد کرده و تاکيد فرمودند؛ «جهاد کبير يعني اطاعت نکردن از دشمن و از کافر.»[1]

تاکید و تکرار اشارات ایشان در خصوص جهاد کبیر، سوالاتی را به ذهن متبادر می نماید که تکاپوی محققانه برای پاسخ به آنها می تواند به امر تبیین که از منظر ایشان جهاد کبیر در شرایط امروز منوط و متوقف به آن شده است، کمک نماید؛

1-  جهاد کبیر از حیث لغوی، اصطلاحی و عملیاتی به چه معناست؟

2-  تمایزات نظام معنایی جهاد کبیر با واژگان مشابه و مرادف کدامند؟

3-  جهاد کبیر از چه ویژگی‌ها و الزاماتی برخوردار است؟

4-  عرصه‌های مختلف جهاد کبیر کدامند؟

5-  چه نسبتی میان جهاد کبیر با تبیین و روشنگری وجود دارد؟

  مفهوم‌شناسی جهاد کبیر

ترکیب «جهاد کبیر»، که تنها یک بار در قرآن در آیه 52 سوره فرقان ذکر شده، از دو واژه جهاد و کبیر تشکیل شده است، واژه کبیر به معنای بزرگ و سترگ، طبق قواعد دستور زبان عربی، صفت مشبهه است. صفت مشبهه برای بیان یک ویژگی ثابت و پایدار در یک فرد یا در یک شی برای همیشه به کار می آید.  اما جهاد در ادبیات دینی و اسلامی از واژگان ارزشی و به عنوان یکی از ابواب فقه اسلامی و از فروعات دین مبین اسلامی است که برای معنایابی آن، لازم است از حیث لغوی، اصطلاحی و عملیاتی بیشتر با مفهوم جهاد آشنا شویم.

الف) معنای لغوی و اصطلاحی جهاد

جهاد در لغت از ریشه « جَهد و جُهد » به معنای مشقت و زحمت و همچنین به معنای توان و طاقت است.[2] صاحب قاموس می گوید: « اصل کلمه جهاد از «جهد» (به فتح جیم و ضم آن) است، و به معنای تلاش توأم با رنج و زحمت می باشد. جهاد مصدر باب مفاعله و به معنی بسیار تلاش کردن می باشد و نیز اسم است به معنی جنگ. جنگ را از آن جهت جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است».[3]

صاحب جواهر در تعریف اصطلاحی جهاد می گوید:"الجهاد بذل النفس و المال و الوسع فی اعلاء کلمة الاسلام و اقامة شعائر الایمان؛ جهاد بذل جان و مال و توان در راه اعتلای اسلام و برپا داشتن شعائر دین است".[4]

همچنین در شرح لمعه آمده است:«الجهاد شرعاً بذل النفس و ما یتوقف علیه من المال فی محاربة المشرکین او الباغین فی سبیل اعلاء کلمة الاسلام علی وجه مخصوص؛ در شرع مقدس اسلام جهاد عبارت است از بذل جان و مال به طریقی مخصوص برای جنگ با مشرکان و یا افراد باغی در راه اعتلای کلمه اسلام».[5]

ب) تعریف عملیاتی

با توجه به معانی لغوی و اصطلاحی، در تعریف عملیاتی جهاد کبیر می توان گفت که این نوع جهاد تحمل سختی و مشقت پیروی نکردن از دشمن یا دشمنانی است که با وجود عدم هماوردی یا نداشتن توانمندی یا هزینه دار بودن برخورد سخت و فیزیکی، ناامید از پیروزی و غلبه بر حریف نیست. در واقع، هدف غایی خود را که به تابعیت کشاندن و زیر یوغ اطاعت آوردن حریف است، به طرقی دیگر دنبال و تلاش می کند با استفاده از تمام ابزارها و منابع قدرت خود، جبهه وسیعی را به روی شما باز نماید. هسته اصلی برنامه ریزی های دشمن در این میدان ستیزش، نفوذ به ساختارهای داخلی و تغییر در افکار، باورها، رفتار و کنش مردم و مسئولان است؛ به گونه ای که با استفاده از بسترهای داخلی خواسته ها و اهداف دشمن جامه عمل پوشد و مردم و مسئولان به این باور غلط برسند که نه تنها مشکلات ما داخلی است و ریشه بیرونی و کارشکنی از سوی نظام سلطه و استکبار ندارد، بلکه اگر ما به عرف و رویه های حقوقی و سیاسی نظام جهانی برگردیم، می توانیم بسیاری از مشکلات خودمان را از طریق روندهای بین المللی حل نماییم. جهاد کبیر، به معنای ایستادگی در برابر چنین دشمن غدار و پستی، جنگ اراده ها و افکار دو رقیب و حریف جدی است که می خواهد با ایستادگی بر اصول و مبانی گفتمانی و فکری خود، در تمام عرصه ها و ابعاد سیاست، فرهنگ، اقتصاد، علم و فناوری و ... حریف را به اطاعت و تبعیت بکشاند.  

مقام معظم رهبری فرمودند:« «جهاد کبیر» یعنی چه؟ یعنی اطاعت نکردن از دشمن، از کافر؛ از خصمی که در میدان مبارزه‌ی با تو قرار گرفته اطاعت نکن. اطاعت یعنی چه؟ یعنی تبعیّت؛ تبعیّت نکن. تبعیّت نکردن در کجا؟ در میدان‌های مختلف؛ تبعیّت در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، در میدان فرهنگ، در میدان هنر. در میدان های مختلف از دشمن تبعیّت نکن؛ این شد جهاد کبیر».[6]

ج) تمایز مفهومی با واژگان مشابه

دو اصطلاح جهاد اصغر و جهاد اکبر[7] آن‌قدر در ادبیات دینی امروزین ما تکرار شده است که کمتر کسی از آن بی‌اطلاع است. اما مفهوم جهاد کبیر کمتر مورد توجه قرار گرفته است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در دانشگاه امام حسین(ع) به تبیین آن پرداختند. آیه مورد نظر در قرآن کریم، آیه 52 سوره مبارکه فرقان است: «فلاتطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبیرا». این آیه شریفه چنان‌که رهبر معظم انقلاب در تفسیر و تبیین آن ذکر کردند، در مکه نازل شده است و منظور از آن جنگ نظامی نیست، چرا که جهاد به معنی جنگ نظامی در مدینه واجب شد و تا هنگامی ‌که مسلمین در مکه بودند، هنوز جنگ نظامی بر آن‌ها واجب نشده بود.

اگر چه از یک منظر، همه این جهادها مثل یک زنجیره به هم متصل هستند، اما فهم سازمان معنایی هر یک از این واژگان در کنار ادراک و دانستن تمایزات و مرزهای مفهومی آنها با یکدیگر می تواند به فهم موضوع کمک بیشتری نماید.

1- مرز مفهومی جهاد کبیر با جهاد اکبر

در فرهنگ اسلامي، جهاد به نوعي تلاش پر مشقت براي دستيابي به هدف گفته مي‌شود که دشوارترين نوع آن جهاد با هوای نفس است که اصطلاحا و بنا به روایتی از پیامبر(ص) «جهاد اکبر» گفته شده است.[8] دلیل این نامگذاری هم به سختی مبارزه و بزرگی اقدامی که مجاهد و انسان در این میدان بر عهده دارد، بر می گردد. در جهاد اکبر، دشمن انسان مجاهد نفس و خواهش های نفسانی اوست که مانع از شکوفایی استعدادهای الهی انسان به عنوان جانشین و خلیفه الهی در روی زمین می شود. مبارزه با نفس زیر بنای تمام جهادها محسوب می‌شود؛ زیرا ایجاد باور و آمادگی دفاعی و نفس تزکیه و تربیت اسلامی در ذیل مبارزه با هوای نفس و خواهش‌های نفسانی برای جهادگر فراهم می شود. از این منظر، جهاد اکبر رجحان بر جهاد کبیر دارد. تا فرد در بوته مراقبه از نفس و مبارزه با خواهش های نفسانی آبدیده نشود، در مقابل دشمن بیرونی هم قادر به مبارزه (جهاد اصغر) و ایستادگی و عدم تبعیت و اطاعت (جهادکبیر) نخواهد بود.

اما از نظر ساختار ادبی زبان عربی، اکبر اسم تفضیل است و اسم تفضیل به لحاظ ادبی برتری نسبی بین دو فرد یا دو شی را نشان می دهد ولی کبیر بر وزن فعیل صفت مشبهه است که برتری مطلق یک فرد یا شی در مقایسه با افراد و اشیاء دیگر از همان جنس را نشان می دهد با این ویژگی تعیین کننده که استمرار و ثبات و همیشگی بودن را نیز در درون خود دارد و به همین دلیل برتری مطلق دارد. از این منظر، جهاد کبیر به معنای عدم اطاعت و عدم تبعیت از دشمن، همیشگی بوده و استمرار دارد.

تفاوت عمده جهاد کبیر با جهاد اکبر، در دشمنی است که انسان جهادگر با آن به جهاد و مبارزه بر می‌خیزد. جهاد کبیر به معنای قطع وابستگی کامل از دشمن است. بی شک جامعه اسلامی در هر مرحله ای از رشد که قرار داشته باشد باید به بیگانگان و دشمنان خود کوچکترین وابستگی نداشته باشد. از آنجایی که جهاد اکبر امری فردی است و جهاد کبیر امری اجتماعی است، اهمیت جهاد کبیر بیشتر از هر نوع جهاد دیگری است. در جهاد اکبر نمی توان مرز تعیین کرد اما در جهاد کبیر ما می توانیم مرزهایی را مشخص و تعیین کنیم. در جهاد اکبر، برنامه ریزی بی معناست ولی در جهاد کبیر باید با برنامه پیش رفت.

2- مرز جهاد اکبر با جهاد اصغر

 نوع ديگر جهاد، جهاد اصغر است که با دشمن فیزیکی در میدان جنگ و کارزار مبارزه و نبرد انجام می‌شود که در ادبیات قرآنی با تعبير قتال از آن ياد شده است. در واقع، جهاد اکبر به معنای ایستادن در مقابل نفس سرکش است و جهاد اصغر قرار گرفتن در برابر دشمن در میدان رزم است. جهاد اصغر با وجود این که سختی‌ها و مشقات زیادی دارد، اما اصغر نامیده شده است؛ زیرا کسانی توفیق حضور در عرصه میدانی دفاع از دین، ناموس، سرزمین اسلامی، استقلال و عدالت و دفاع از حقوق مظلومین و مسلمانان در اقصی نقاط عالم را پیدا می کنند که در عرصه جهاد اکبر و مبارزه با نفس توانسته باشند، پشت دشمن درون و ابلیس را به خاک برسانند. این که امام راحل می فرمودند بسیجیان ما در جنگ، ره صد ساله را یک شبه طی کردند، به این نکته و موفقیت آنها در مبارزه با نفس و هواهای وسوسه انگیز نفس و شیطان بر می گردد.

 

 

3- مرز جهاد کبیر با جهاد اصغر

 اما جهاد کبیر دارای مفهومی وسیع‌تر و گسترده‌تر است و آن داشتن عزت نفس ملی، خودباوری و عدم اطاعت و تکیه به بیگانگان است. به تعبیر مقام معظم رهبری "جهاد کبیر" یعنی از دشمن تبعیت نکرده و با مقاومت در برابر خواسته‌های آنان به اقتدار و عزت و استقلال نظام اسلامی بیندیشیم. امروز باتوجه به شرایط کنونی دنیا جهاد کبیر اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا کشور ما در عین اسلامی بودن با مشکل تبعیت از الگوهای غربی دست و پنجه نرم می‌کند و این شایسته نظام اسلامی که الگوی کشورهای منطقه است، نیست، پس باید امروز و در شرایطی که چشم امید کشورهای منطقه به ماست، با تکیه بر جهاد کبیر و خودباوری زمینه تبعیت و پیروی سایر کشورهای جهان از جمهوری اسلامی ایران را فراهم کرد، نه اینکه خودمان برخلاف جهاد کبیر دنباله رو سبک زندگی و مدل غربی‌ها باشیم.

جنس، موضوع و جهادگر عرصه جهاد کبیر در این برهه حساس بیش از هر زمان دیگری مسئولان نظام اسلامی هستند که باید بر این مهم واقف باشند که جز با ایستادگی و اقتدار نمی‌توانند دشمن را منزوی کرده و خواسته‌های خود را در سطح منطقه و جهان عملی سازند.آنچه از بیان مفسران برداشت می شود، این است که جنس جهاد کبیر از نوع جهاد فرهنگي، علمي و اعتقادي است؛ چنان که مرحوم طبرسي در تفسير مجمع‌البيان، جهاد کبير را جهاد کساني مي‌داند که با روشنگري خويش، يافته‌ها و شبهات بدانديشان و گمراه ‌کنندگان را از اذهان مي‌زدايند. شاهد ديگر آنکه اين آيه در مکه نازل شده است و خداوند به پيامبر (ص) توصيه مي‌کند به وسيله قرآن با کفار، «جهاد کبير» داشته باش.[9]

د) تفسیر قرآنی جهاد کبیر

اما منظور از جهاد کبیر که قرآن کریم به پیامبر (ص) دستور می‌دهد که آن را در پیش بگیرد چیست؟

رهبر معظم انقلاب در توضیح این امر و تفسیر آیه مد نظر به ویژه تفسیر مرجع ضمیر «به» در دو سخنرانی مختلف به دو تفسیر مختلف اشاره کردند.

1-  جهاد کبیر به وسیله قرآن

در دیدار با دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع) که اولین بار مفهوم جهاد کبیر را به کار بردند، به تفسیر رایج در متون تفسیری شیعه از جمله نظر مرحوم طبرسی در مجمع البیان اشاره و قرآن را مرجع ضمیر «به» دانستند که در این صورت جهاد کبیر شق سومی از جهاد در کنار دو گونه دیگر جهاد اکبر و اصغر است. یعنی دستور اکید خداوند به پيامبر(ص) برای عدم اطاعت و به تبع آن، پیروی و تبعیت نکردن از دشمنانی که برای مصاف با مسلمانان و اسلام آرایش گرفته‌اند، به وسیله هدایت‌های قرآن است:

«امروز جنگ نظامی مطرح نیست؛ امروز برای کشور ما جنگ نظامی سنتی و متعارف احتمال بسیار بسیار ضعیفی است لکن جهاد باقی است؛ جهاد یک چیز دیگر است. جهاد فقط به‌معنای قتال نیست، فقط به‌معنای جنگ نظامی نیست؛ جهاد یک معنای بسیار وسیع‌تری دارد. در بین جهادها جهادی هست که خدای متعال در قران آن را «جهاد کبیر» نام نهاده: و جاهدهم به جهادا کبیرا؛ در سوره‌ی مبارکه‌ی فرقان است؛ «بِه» یعنی به قرآن، «جاهدهم به» یعنی به‌وسیله‌ی قرآن با آن‌ها جهاد کن؛ جهادا کبیرا. این آیه در مکّه نازل شده. درست توجّه کنند جوانهای عزیز! در مکّه جنگ نظامی‌مطرح نبود؛ پیغمبر و مسلمانها مأمور به جنگ نظامی نبودند، کاری که آن‌ها می‌کردند کار دیگری بود؛ همان کار دیگر است که خدای متعال در این آیه‌ی شریفه می‌گوید: و جاهدهم به جهادا کبیرا. آن کارِ دیگر چیست؟ آن کارِ دیگر، ایستادگی و مقاومت و عدم تبعیّت است. فَلاتُطِعِ الکافِرینَ وَ جاهدهم بِه جِهادًا کَبیرًا؛ از مشرکین اطاعت نکن. اطاعت نکردن از کفّار همان‌چیزی است که خدای متعال به آن گفته جهاد کبیر. این تقسیم‌بندی غیر از تقسیم‌بندی جهاد اکبر و جهاد اصغر است: جهاد اکبر که از همه سخت‌تر است، جهاد با نفْس است، همان چیزی است که هویّت ما را، باطن ما را حفظ می‌کند؛ جهاد اصغر، مجاهدت با دشمن است، منتها در بین جهاد اصغر یک جهاد هست که خدای متعال آن‌ را «جهاد کبیر» نام نهاده که آن همین است. «جهاد کبیر» یعنی چه؟ یعنی اطاعت نکردن از دشمن، از کافر؛ از خصمی که در میدان مبارزه‌ی با تو قرار گرفته اطاعت نکن. اطاعت یعنی چه؟ یعنی تبعیّت؛ تبعیّت نکن. تبعیّت نکردن در کجا؟ در میدان‌های مختلف؛ تبعیّت در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، در میدان فرهنگ، در میدان هنر. در میدان‌های مختلف از دشمن تبعیّت نکن؛ این شد جهاد کبیر».[10]

2-  جهاد کبیر به وسیله عدم الاطاعه

اما سه روز بعد که مجددا رهبر معظم انقلاب بحث جهاد کبیر را در دیدار با رئیس و اعضای دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری مورد تاکید قرار دادند، پس از تبیین عدم توفیق دشمنان در طول 38 سال گذشته در حمله سخت و حمله نرم به معنای تحریم و اغواگری، مرحله سوم حمله نرم که نفوذ و تغییر باورها و محاسبات است را مهم دانستند و هدف غایی دشمن را از رویکرد به آن، زمینه سازی برای تهی کردن نظام از عناصر قدرت و وادار کردنش به تبعیت ذکر کرده و در راستای تبیین جهاد کبیر با تفسیر مرجع ضمیر«به» به عدم الاطاعه مشتق از ریشه فعل فلا تطع فرمودند:

« اینجا جای همان جهاد کبیری است که من چند روز قبل از این مطرح کردم؛ فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَ جاهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا؛ در تفاسیر گفته‌اند مراد از این ضمیر «بِه‌»، قرآن است ... بنده هم آنجا همین را در سخنرانی گفتم؛ بعد که آمدم، به ذهنم رسید که یک وجه اوضحی در اینجا وجود دارد که «فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَ جاهِدهُم بِه‌»، یعنی «بعدم الاطاعه»؛ عدم‌الاطاعه یعنی آن مصدری که فعل از آن انشقاق پیدا [میکند] و مستتر در آن فعل است؛  فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَ جاهِدهُم بِه‌، یعنی به این عدم‌الاطاعه، جِهادًا کَبیرًا؛ پس عدم‌الاطاعه شد جهاد کبیر؛ این معنا اقرب به ذهن است؛ حالا من البتّه فحص نکردم ببینم در بین مفسّرین کسانی این احتمال را داده‌اند یا نه، لکن به‌هرحال این احتمال، احتمال مهمّی است. جهاد کبیر یعنی این؛ جهاد برای عدم تبعیّت، برای عدم دنباله‌روی از دشمن. پس مسیر و جهت‌گیری این مجلس این است؛ مسیر انقلابی، مسیر انقلابیگری، تعقیب راه انقلاب، تحکیم اسلام، تحکیم دین خدا».[11]

با این تفسیر در جهاد كبير، با «باء سببیت» در «به»، وسیله این جهاد مشخص می‌شود که مفسرین، آن را قرآن می دانند. بنابراین جهاد کبیر مساوی با عدم تبعیت و اطاعت از دشمنان قسم خورده نظام و انقلاب که چیزی جزء تغییر ایدئولوژی اسلامی و عقب نشینی از اصول انقلابی آنها را راضی نمی‌کند.

 تمایز علت دشمنی با بهانه‌های دشمنی

یکی از مهمترین آیاتی که در این باره می توان به آن استناد کرد و مبانی سیاست اسلامی نظام ما را تشکیل می دهد، آیه 120 سوره بقره است که می فرماید:« وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ». اى پيامبر! هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد تا (آنكه تسليم خواسته آنان شوى و) از آئين آنان پيروى كنى. بگو: هدايت تنها هدايت الهى است، و اگر از هوى و هوسهاى آنها پيروى كنى، بعد از آنكه علم (وحى الهى) نزد تو آمد، هيچ سرور و ياورى از ناحيه خداوند براى تو نخواهد بود.

شان نزول این آیه به تغيير قبله برمی‌گردد که ناراحتى يهود از مسلمانان بيشتر شد و احياناً بعضى از مسلمان‌های ضعیف‌الایمان نيز تمايل داشتند قبله همان بيت‌المقدّس باشد تا بتوانند با يهود در الفت و دوستى زندگى كنند، غافل از اينكه رضايت اهل كتاب با حفظ آن حاصل نمى‌شد و انتظار آنان، پيروى از تمام آيين آنها و نه فقط قبله آنان بود.

اين آيه در عين اين‌كه خطاب به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است، خطاب به همه مسلمانان در طول تاريخ نيز هست كه هرگز يهود و نصارى از شما راضى نخواهند شد، مگر آنكه تسليم بى‌چون و چراى آنان شويد و از اصول و ارزشهاى الهى كناره بگيريد. ولى شما بايد با قاطعيّت دست رد به سينه‌ى آنها بزنيد و بدانيد تنها راه سعادت، راه وحى است نه پيروى از تمايلات اين و آن.[12]

نکته مهمی که در اثر تامل و توجه به معنای این آیه به ذهن می رسد، این است که بین فهم و ادراک علت دشمنی دشمنان با بهانه های دشمنی دشمنان باید تفاوت و تمایز قائل شد. به عنوان مثال در این آیه علت دشمنی یهود و نصاری دین اسلام و عدم تبعیت از آیین و قدرت آنها قید شده است. اما ممکن است بهانه های دشمنی به گونه های دیگری مطرح شود و علت اصلی پنهان باشد. بهانه کفار و دشمنان اسلام روزی تغییر قبله است، روزی روحیه انقلابی و ماندگاری بر سر حفظ و صیانت از میراث امام و خط امام است و روزی مسائل هسته‌ای، حقوق بشری، تروریسم و ... اما این ها تنها بهانه‌های دشمنی است و علت اصلی همان اسلام و انقلاب اسلامی و عدم تبعیت از دشمنان است به خاطر این که اسلام به مسلمانان دستور مقابله و عدم اطاعت و تبعیت می‌دهد.  

    در همین راستا، امام خامنه‌ای در پاسخ به بهانه تراشی های غربی ها، در مورد علت اصلي دشمنيِ استکبار با نظام اسلامي خاطر نشان کردند؛ علت اصلی همه این دشمنی‌ها و بهانه‌تراشی‌ها، تبعیت نکردن از استکبار است؛ زیرا اگر ملت ایران حاضر به تبعیت بود، قطعاً با قدرت موشکی و انرژی هسته‌ای کنار می‌آمدند و هیچ‌گاه نامی از حقوق بشر نیز به میان نمی‌آوردند:«آمريکايي ها تلاش زيادي مي کنند تا علت اصلي اين دشمني را بر زبان نياورند اما گاهي نيز در اظهارات شان اين مسئله فاش مي شود، همچنانکه چند روز پيش يک مسئول امريکايي بعد از تکرار اتهامات هميشگي بر ضدّ ايران، ناخواسته به موضوع «ايدئولوژي» يعني همان تفکر اسلامي اشاره کرد که موجب مي شود ملت ايران زير بار حرف زور جبهه کفر و استکبار نرود».[13]

فرمول طلایی که از این قاعده اسلامی به دست می آید؛ دو نکته اساسی است که اولا، مسلمانان با دشمنان از حیث ایدئولوژیک در دو سوی جبهه قرار دارند و تباین بنیادین بینشان حاکم است و تنها در صورتی از هم راضی می شوند و باهم کنار می آیند که یکی از طرفین دست از ایدئولوژی خود برداشته باشد. ثانیا اگر در فهم علت اصلی دشمنی با بهانه های دشمنی دشمنان تمایز قائل نباشیم، در عملکردها و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و بین المللی دچار اشتباه محاسباتی می شویم و تمام اهتمام و تلاش خود را مصروف دفع و رفع و رجوع مساله و امری می کنیم که تنها بهانه ای بیش نبوده و اگر آن را حل کنیم و بر سر حل ان مثل مساله هسته ای از اصول مان کوتاه بیاییم، این بهانه ها تکرار خواهد شد. فهم این موضوع و مقاومت مومنانه و از سر بصیرت و هوشمندی جهاد کبیری است که قرآن می فرماید.

مسلما عرصه های درگیری با دشمن محدود به جبهه سخت افزارانه نیست این که این آیه در مكه نازل شده است و می دانیم آیات مکی بیشتر به اصل دین و استقرار بنیادهای ایمانی و دینی مسلمانان و استحکام آنها نظر دارد حائز اهمیت می شود. در واقع، اگر بنیان فکری تازه مسلمانان مکه در مقابل اغواگری ها و استدلالهای منحرف کننده با پادزهر ایمان و تبیین حقایق از سوی پیامبر استوار و مستقر نشده بود، توان ایستادگی و مقاومت در برابر طیفی از تهدیدات، تطمیعات، تخریبات و تحریفات ایجاد نمی شد؛ زیرا همان طور که می دانید پس از به قدرت رسيدن مسلمانان، كفار مکه به طرق مختلف به دنبال آن بودند كه پيامبر خدا و مسلمانان را به تبعيت از خود وادار كنند.

عرصه‌های جهاد کبیر

جهاد کبیر دارای دو وجه کلی است؛ وجه ایجابی و وجه سلبی. در آنجا که رهبری از عدم الاطاعه و تبعیت نکردن از دشمن سخن می گویند، در واقع، به وجه سلبی جهاد کبیر پرداخته اند اما زمانی که به استحکام بخشی درونی قدرت و این که دین اسلام دارای برنامه و طرح مستقلی برای اداره و هدایت بشر و زندگی اجتماعی و سیاسی وی است، وجه ایجابی جهاد کبیر را مد نظر قرار داده اند. البته هر دوی این وجوه معطوف به مقابله با دشمنان نظام و انقلاب اسلامی است.

از کلیدواژه‌هایی که در تبیین جهاد کبیر نباید غفلت کرد، اطاعت و تبعیت است. زیرا هدفگذاری دشمن به اطاعت و تبعیت کشیدن و یوغ بندگی و بردگی مجدد به گردن جامعه اسلامی ما انداختن است که خداوند صاحب عزت، برای مقابله با آن به پیامبرش تاکید می‌کند که در این راه جهاد کبیر لازم است. اطاعت و تبعیت با مشتقاتشان حدود ده بار در قرآن تکرار شده است. چهار آیه با لاتطع و شش آیه با لاتتبع در قرآن آمده است. مفهوم تبعیت اعم از اطاعت است؛ زیرا اطاعت از ریشه طوع با میل و پذیرش است اما تبعیت فراتر از آن بوده، هم می تواند با میل باشد و هم با زور. خطاب تمام این ده آیه به شخص پیامبر اعظم(ص) است.       

به تعبیر رهبر معظم انقلاب این تبعیّت نکردن آن‌قدر مهم است که خدای متعال، پیغمبر خود را مکرّر به آن توصیه می‌کند. آیه‌ی تکان‌دهنده‌ی اوّل سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب: «یا اَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لاتُطِعِ الکافِرینَ وَ المنافقین»؛ ای پیغمبر! تقوا داشته باش و از کافران و منافقان تبعیّت نکن؛ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حکیمًا، ما می‌دانیم مشکلات تو را، ما می‌دانیم فشارهایی که بر تو وارد می‌کنند تا تو را وادار به تبعیّت کنند - تهدید می‌کنند، تطمیع می‌کنند- امّا شما مراقب امر و نهی الهی باش، اِتَّقِ اللهَ، حواست جمع باشد. وَ لاتُطِعِ الکافِرین؛ این اطاعت نکردن از کافرین، آن چیز بزرگ و مهمّی است که خدای متعال با این لحن با پیغمبرش حرف می‌زند. خب، اطاعت از کافرین نکن، پس چه‌کار کن؟ وَ اتَّبِع ما یوحی اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرًا؛ از آن‌ها تبعیّت نکن؛ تو برنامه داری؛ تو برنامه‌ی کار داری، برنامه‌ی زندگی داری؛ وحی الهی تو را تنها نگذاشته است؛ قرآن در اختیار تو است، اسلام در اختیار تو است، برنامه‌ی اسلام در اختیار تو است؛ این‌راه را برو.[14]

اما نکته قابل توجه آن است که در صدر آيه و به عنوان مبناي اعتقادي جهاد کبير، تاکيد مي‌شود که از کافران اطاعت مکن، يعني لازمه آماده شدن و موفقيت در ميدان جهاد کبير، پذيرش و باور قلبي ممنوعيت اطاعت از کافران است. به تعبير روشن‌تر؛ کسي که نظام اعتقادي و فکري اسلام را پذيرفت، بايد اطاعت کامل از دستورات الهي را مبناي تصميمات و انديشه و اعمال و رفتار خويش در هر لحظه قرار دهد و در حقيقت همين اطاعت کامل، شاخصه ايمان کامل به خداست، چنان که در آيات قرآن، ‌روي گرداندن از اطاعت خدا، مصداق کفر شمرده شده است (آل عمران/ 32) و مقام اطاعت‌ کنندگان از خدا و پيامبر(ص)، برخورداري از نعمات الهي و مجاورت با پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان، عنوان شده (نساء/ 69) و تاکيد شده که سرپيچي از اطاعت خدا و رسول، موجب ضايع شدن اعمال است (محمد/ 33) و اطاعت از پيامبر (ص) موجب هدايت (نور/ 54) و در آيات مختلف پس از تاکيد در باره نماز، زکات (نور/ 56)، پرهيز از اختلاف (انفال/ 46)، انفال و اصلاح ذات‌ البين (انفال/ 1)، اطاعت از خدا و رسول به عنوان مهم ترين اصل مورد تاکيد قرار گرفته است.

 با پذیرش این دسته بندی و قائل شدن به وجوه ایجابی و سلبی، می توان از عرصه های مختلف جهاد کبیر در کلام و بیان رهبر معظم انقلاب سخن گفت. به این معنا که جهاد کبیر عرصه های مختلفی دارد و باید وجوه عدم تبعیت در هماهنگی با هم در همه این عرصه ها کارکرد خود را که عدم تبعیت و اطاعت از دشمن است نشان دهد. ممکن است مبارزه با دشمن در عرصه فرهنگی یا امنیتی یا سیاسی و یا اقتصادی و یا در همه عرصه ها و ابعاد باشد. مبارزه در جهاد کبیر نیز همانند نبرد میدانی با دشمن، به شناخت، آگاهی، دشمن‌شناسی و جریان‌شناسی نیاز دارد. علاوه بر آن باید با تبیین موضوع این شناخت و آمادگی برای مقابله با دشمن و عدم تبعیت از آن، در جامعه و آحاد مردم، نخبگان و مسئولان فراگیر شود. برخی از عرصه‌های مهم جهاد کبیر در شرایط کنونی جامعه ما عبارتند از ؛

1-                         جهاد کبیر در عرصه سیاسی

 عدم اطاعت و تبعیت در عرصه سیاسی، یعنی ما باید مراقب نفوذ دشمن در عرصه های مختلف به ویژه حوزه مناسبات سیاسی باشیم که امروز با طرح مذاکرات هسته ای شرایط ویژه ای پیدا کرده و برخی از افراد و جریان‌های سیاسی با صحنه‌آرایی تمایل دارند، آن را به عنوان الگویی موفق به سایر حوزه ها نیز تعمیم بدهند در حالی که اسناد و اظهارات مقامات مسئول خارجی و داخلی موفقیت جدی را تا کنون نشان نداده است. جهاد کبیر در عرصه منطقه‌ای نیز به این معنی است که مراقب نفوذ دشمن به ساختارهای منطقه‌ای و تحت تاثیر قرار دادن نفوذ منطقه‌ای خودمان باشیم. مراقب این باشیم که به اسم تعامل برای عرصه فعالیت و نقش آفرینی ما در تحولات سیاسی منطقه‌ای و جهانی دشمن الگو و نسخه تعریف نکند و ابتکار عمل سیاسی را از ما و گفتمان انقلاب و نظام اسلامی نگیرد.

2-                        جهاد کبیر در عرصه فرهنگی- اجتماعی

 جهاد کبیر در این عرصه مبارزه با ولنگاری فرهنگی و آسیب ها و مفاسد اجتماعی موجود در جامعه است که هم زمینه های نگرانی رهبر معظم انقلاب را فراهم کرده و هم نارضایتی و احساس ناامنی فرهنگی خانواده ها و مردم را افزایش داده است. البته مبرهن است که مبارزه و جهاد کبیر در این حوزه تنها از عهده دولت و نهادها بر نمی‌آید و باید مردم مانند عرصه جهاد اصغر در دوران شکوهمند دفاع مقدس گام در این راه گذاشته، دست در دست مسئولان و دلسوزان به سامان این امور همت گمارند. اجازه فعالیت و باز کردن میدان نقش‌آفرینی در این عرصه به روی نیروهای دلسوز و مجموعه های حزب اللهی به توصیه رهبر معظم انقلاب بسیار راهگشا خواهد بود.

طبق گزارش 5 جلدی اخیر وزارت کشور به مجلس شورای اسلامی که در آن به احصاء و فهرست برخی مفاسد فرهنگی و آسیب های اجتماعی اشاره شده بود، وضعیت بغرنج و نابسامانی در حوزه اجتماعی و فرهنگی حاکم است. بدون تردید، در ایجاد بخشی از آنها دستان آلوده دشمنان به وضوح مشاهده می شود و باید با فهم این موضوع که دشمنان در تهدیدات هوشمند خودشان نقاط آسیب پذیر جامعه ما را در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نشانه رفته، با عزم جدی در این ساحت بکوشیم. اما بخش دوم علت نابسامانی های فرهنگی و اجتماعی ما به نابسامانی و به هم ریختگی مدیریتی و عدم شفافیت مرزهای مسئولیتی سازمان های متعدد فرهنگی و اجتماعی مربوط می شود که هیچ ستاد هماهنگی و تقسیم کار هم افزایانه در آنها ملاحظه نمی شود. این در حالی است که امروز حدود 35 نهاد و سازمان در کشور به نوعی در این حوزه مسئولیت دارند و بودجه های کلانی را بدون خروجی ملموس هزینه می‌نمایند.

آنچه امروز مشاهده می شود با آنچه که باید به شکل واقعی در عرصه جهاد کبیر اتفاق بیفتد همخوانی ندارد. بخشی از مسئولان ما براساس فرهنگ لیبرالی حرکت می کنند و اعتقادی به جهاد اکبر و اصغر و جهاد کبیر ندارند. شاید در ظاهر حرف از این نوع جهادها بزنند اما در عمل چنین رویکردی ندارند. در واقع فرهنگ لیبرال به حدی در وجود آنها رخنه کرده که نمی توانند در مسیر جهاد کبیر حرکت کنند. به تعبیر دیگر این فرهنگ به آنها اجازه اقدامات جهادی را در عرصه های مختلف نمی دهد.

3-                        جهاد کبیر در عرصه اقتصادی

 به نظر می‌رسد با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای مجلس خبرگان، شرط اول ورود به جهاد کبیر در هر عرصه‌ای، مرعوب نشدن در برابر دشمن باشد. با تفکر آبگوشت بزباش و مرعوب شدن در برابر توانمندی صنایع نظامی و غیرنظامی غرب نمی‌توان ورودی به جهاد کبیر اقتصادی داشت. شرط اول، ایمان به توانمندی‌های درونی و توکل به خداست. شرط دوم ورود به جهاد کبیر، اعتقاد به اقتصاد مقاومتی به عنوان تنها راه نجات کشور خواهد بود. مسلما دولت با تز اقتصاد نئوکینزی نمی‌تواند سکان‌دار صالح قرارگاه اقتصاد مقاومتی و خواهان زنده کردن تولید داخلی باشد.

شناسایی و تعیین فعالیت‌های اقتصادی مادر و دارای اولویت و برنامه‌ریزی برای سرمایه‌گذاری و تمرکز در آن حوزه‌ها گام اول جهاد کبیر به شمار می‌رود. در این گام باید استراتژی پیشرفت صنعت و کشاورزی کشور مبتنی بر الگوی ایرانی – اسلامی نگارش شود و برای اجرا به دولت ابلاغ گردد. این سند استراتژیک مانیفستی خواهد بود که به ما می‌گوید در چه زمینه اقتصادی جلو برویم، در کدام حوزه‌های صنعتی و معدنی، کشاورزی، بازرگانی و تجاری مولد وارد شویم.  نتیجه این امر احصاء رشته‌های اساسی مزیت‌دار در کشور خواهد بود که همه فعالیت‌های کشور و ظرفیت‌ها، حول آنها شکل خواهند گرفت. گام دوم جهاد کبیر اقتصادی احیاء تولید ملی با اتکاء به دو رکن فرهنگ جهاد اقتصادی و اعتقاد به ظرفیت‌های داخلی کشور است. کنترل واردات، حذف قاچاق( 27میلیارد دلار در سال) و بهره‌برداری از بازارهای کشورهای همجوار، تامین سرمایه در گردش صنایع تعطیل شده (بیش از 60 درصد صنایع کشور)، تقویت و حمایت از شرکت‌ها و صنایع دانش بنیان، هدایت نیروی کار تحصیل کرده به سمت تولید، رفع موانع تولید و حذف قوانین قدیمی مزاحم، تبلیغ و ترویج فرهنگ تولید و مصرف داخلی را در این گام می‌توان تعریف نمود. تا زمانی که واردکنندگان بزرگ کالا در تدوین سیاست‌های اقتصادی دولت دستان بازی دارند؛ این گام برداشته نخواهد شد.[15]

اصلاح الگوی مصرف و هدایت منابع مالی آزاد شده در پسابرجام به سمت تولید با ارزش افزوده بالا گام سوم و چهارم جهاد کبیر اقتصادی است. ارزش افزوده بالا در صنایع دانش بنیان نهفته است. حمایت از پارک علم و فناوری کمکی خواهد بود برای صنعت برای ایجاد ارزش افزوده بالاتر نسبت به محصول تولیدی. نتیجه حمایت از صنایع دانش بنیان را می‌توان با این مثال‌ها ملموس کرد. اصلاح نظامات اقتصادی کشور همچون نظام بانکداری، گمرک، مالیات، مسکن و ... مبتنی بر احکام و شعائر اسلامی گام دیگری است که باید برداشت.  

ویژگی ها و الزامات جهاد کبیر

با طرح جهاد کبیر در واقع،‌ مقام معظم رهبری به تناسب اینکه دشمن از جنگ نظامی و جنگ نرم نامتقارن در حوزه تهاجم فرهنگی و استحاله سیاسی در طول دوران 38 ساله نتوانسته طرفی ببندد و لذا به روشی جدید از جنگ نرم تحت عنوان نفوذ به داخل برای تغییر باورهای مردم و تغییر محاسبات مسئولان رو آورده، به دنبال تغییر و تنظیم راهبرد دفاعی نظام به تناسب تغییر در سیاستگذاری اردوگاه دشمن هستند. در پرتو رهیافت اسلامی جهاد کبیر، با پیش گرفتن راهبرد عدم اطاعت و تبعیت از دشمنان و تلاش برای حفظ و نگهداشتن یاران انقلاب در سنگر انقلاب از طریق بیان و روشنگری می توانیم به بخشی از این وظیفه عمل کنیم. بدون تردید، متناسب با تحولی که در موضوع، مفهوم و ابعاد چنین جهادی به وجود آمده، جهاد کبیر الزامات و ویژگی های خود را می طلبد که برخی از آنها عبارتند از ؛

1-                        تبيين، روشنگري و بصيرت‌افزايي نسبت به اعماق دو جبهه حق و باطل

 اساسا ویژگی مهم هر حضوری در هر میدان جهاد و جنگی منوط به فهم و شناخت آن جبهه و حقانیت آن و در وهله بعد تلاش برای یارگیری در این جبهه است. مهمترین شرط لازم براي توفيق ملت و نظام اسلامي در اين جهاد مقدس در برابر كفار و نظام سلطه و استكبار جهاني به سركردگي طاغوت اعظم و شيطان بزرگ، يعني امريكا، تبيين و روشنگري و بصيرت‌افزايي است. تبیین از این رو اهمیت پیدا می کند که اولا عرصه را برای همگان روشن می‌کند و جهت تغییر و جابجایی را نشان می دهد، ثانیا تبیین الزامات آمادگی برای دفاع از انقلاب و جبهه انقلاب که در معرض تهدید دشمن قرار گرفته را فراهم می‌کند. 

مقام معظم رهبري در همين خصوص خطاب به پاسداران مي‌فرمايند: «وظيفه تبيين، امروز بر دوش همه است؛ از جمله بر دوش شما. اينكه بنده روي تبيين اين همه تكيه مي‌كنم، به خاطر اين است كه امروز اين جهاد كبير به ميزان زيادي متوقف به تبيين است؛ تبیين، بيان كردن، روشنگري. امروز روشنگري لازم است. سعي كنيد ذهن‌ها را با عمق‌يابي به اعماق حقايق و مسائل برسانيد.»[16] بايد مسئولان فرهنگی و سیاسی و تمام کسانی که دارای تربیون برای روشنگری هستند، از فرصت مغتنم ماه مبارک رمضان که ماه عبادت و خودسازی است، کمال استفاده را برده، مردم انقلابي، مؤمن و هميشه در صحنه‌هاي دفاع از انقلاب را نسبت به توطئه‌ها  و نقشه‌هاي پيچيده دشمنان آگاه سازند.

واقعیت آن است که جهاد کبیر از منظر رهبر معظم انقلاب منوط و متوقف شده است بر تبیین و روشنگری. در واقع، اهمیت نه گفتن به استکبار (عدم تبعیت از او) به واسطه تبیین درست واقعیت‌ها برای افکارعمومی و مطالبه «پیشرفت و اقتدار ملی» از مسئولان و دستگاه‌ها، به عنوان ابزار و ضرورت نه گفتن به دشمن است. تبیین ابعاد و شاخصه های جهاد کبیر، ترسیم شرایط و مناسبات جبهه خودی با جبهه استکبار به گونه ای که منجر به فهم و ادراک درست جبهه بندی کفر و ایمان گردد، شرط جهاد کبیر و از الزامات تنظیم رفتار و گفتار عملی بر آن اساس به شمار می‌آید.

2-                        فهم هوشمندانه و خدمت خالصانه برای خدا

 جهاد کبیر از ایمان و باور به آیات الهی و وعده‌های امداد و پیروزی نهایی جبهه ایمان و ورود خالصانه لوجه الله نشات می گیرد و بارور می شود. از این رو، مقام معظم رهبری درباره ویژگی جهاد کبیر فرمودند؛ «این جهاد هوشمندی لازم دارد، این جهاد اخلاص لازم دارد. این جهاد، مثل جهاد نظامی نیست که کسانی در آنجا بدرخشند و چه شهید‌شان، چه زنده‌شان و چه جانبازشان مثل قهرمان نشان داده بشوند... این جهادی است که ممکن است کسی خیلی هم زحمت بکشد اما چهره او را هیچ‌کس نشناسد؛ اخلاص لازم دارد این جهاد».[17]

شبیه همین مضمون را معظم‌له 26 خرداد 91  در دیدار خانواده و هم‌سنگران مرحوم حاج‌عبدالله والی (ره)  فرمودند «... بعد از انقلاب، یک مرد جوان انقلابی پا می‌شود می‌رود آنجا[بشاگرد]همه دلبستگی‌هایش را از شهر و خانه و زندگی به مرکز مأموریت منتقل می‌کند... شما رفتید بی‌سروصدا مشغول خدمت شدید، نه جایی ثبت کردید، نه جایی تابلو زدید. بعضی‌ها هستند هر کاری می‌خواهند بکنند، قبل از اینکه کار انجام بگیرد، تابلویش را می‌زنند! مدتها تابلو آنجاست، هیچ کاری هم انجام نگرفته. بعضی‌ها هم نه، کار انجام می‌دهند، هیچ تابلویی هم ندارد. کار مرحوم حاج عبدالله والی و شماها از این نوع دوم است، یعنی بی‌تابلو رفتید و برای خدا کار واقعی کردید، اینها خیلی با ارزش است. بدانید این جورکارهای بی سر و صدا و خاموش و خالصانه، نه فقط برای شما پیش خدای متعال درجه و مرتبه درست می‌کند، بلکه در کل بنای جمهوری اسلامی اثر می‌گذارد، مثل سیمانی که در یک بنایی تزریق کنند و آن را مستحکم کنند. با انجام این جور کارهای مخلصانه، بنای جمهوری اسلامی مستحکم می‌شود بدون اینکه کسی بفهمد. یعنی وقتی در گوشه و کنار کشور در بین مردم کسانی هستند که کار را برای خدا می‌کنند، دنبال هیاهو و جلب نظر این و تحسین آن نیستند، یکی از خواصش این است که اصلاً خود این، بنا را مستحکم می‌کند، مثل روحی که در یک کالبدی بدمند».

3-                        پاسداری از روحیه انقلابی‌گری و زمینه سازی برای فراگیری آن

 از دغدغه‌های این روزهای رهبر معظم انقلاب، صیانت از انقلاب و انقلابی‌گری است که احساس می شود طیفی از دشمنان داخلی تا خارجی، انهزام و شکست آن را نشانه گرفته اند. از فحوای بیانات رهبری این نکته حاصل می شود که اقدام موفقیت‌آمیز به جهاد کبیر و تبیین و جا انداختن آن در عموم مردم در گرو پاسداشت انقلاب و روحیه انقلابی‌گری است. معظم‌له در روز سوم خرداد در دانشگاه امام حسين(ع) خطاب به پاسداران فرمودند:« شما پاسدار انقلابيد، پاسدار انقلاب. البته همه ملت ايران پاسدار انقلابند يا بايد باشند، اما شما سازماني هستيد كه به اين نام مفتخر و سربلند است؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، اين جهاد كبير را شما بايد سرلوحه كارتان قرار دهيد.» ايشان با اشاره به هجمه ها و تهمت هاي فراواني که عليه سپاه مطرح مي شود، فرمودند:« علت اصلي اين عصبانيت ها، ايستادگي سپاه در مسير انقلاب و حفظ جهت گيري ها و روحيه انقلابي و اسلامي است».

    رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان کشور و دانشجويان حاضر در مراسم خاطرنشان کردند: آينده انقلاب متعلق به شما است و شما هستيد که بايد اين تاريخ را با عزت حفظ کنيد و بدانيد در آينده، خرمشهرها، در پيش است؛ البته نه در ميدان جنگ نظامي، بلکه در ميداني که ويراني هاي جنگ نظامي را ندارد و برعکس آباداني نيز به دنبال دارد اما از جنگ نظامي سخت تر است.[18]

از ظاهر اين سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي، به درستي دريافت مي‌شود كه «جهاد كبير» بايد سرلوحه كار تمامي كساني باشد كه مي‌خواهند از انقلاب اسلامي در برابر هجمه همه‌جانبه دشمنان در شرايط كنوني پاسداري كنند.

مطالبه صیانت و پاسداری از اصول انقلاب و عناصر اقتدار و پیشرفت از دستگاه‌های مختلف به ویژه دولت یک اولویت مهم برای همه نیروهای انقلاب است، مشروط بر آن که این مطالبه، عمومی و اجتماعی شود. به تعبیر رهبر انقلاب« وقتی یک گفتمانی در افکار عمومی شکل بگیرد، مسئولان اجرایی را به دنبال خود می‌کشاند.»

4-                        فهم جبهه‌بندی‌ها و جایگاه راهبردی انقلاب

بدون تردید، جهاد کبیر که در کلام رهبری متوقف به تبیین شده، به این مفهوم است که انجام جهاد کبیر به معنای عدم اطاعت و تبعیت از دشمنان در صورتی حاصل می شود که در حوزه روشنگری و بیان تعدی ها و ظلم ها و نیات اعلامی و اعمالی استکبار و جبهه مقابل انقلاب اسلامی که به جد تصمیم به واردکردن ضربات اساسی به انقلاب هستند و افق تغییر و براندازی نظام برآمده از آن را در برنامه های بلند مدت خود پیگیری می‌کنند، موفق عمل نماییم. این امر در گرو ترسیم وضعیت جبهه انقلاب در سطوح مختلف داخلی، منطقه‌ای  و جهانی به همراه تبیین موانع و کارشکنی‌هایی است که دشمنان در استمرار و تداوم راه انقلاب در پیش گرفته‌اند.

بايد مردم نسبت به موقعيت و دستاوردهاي راهبردي انقلاب اسلامي آگاه شوند. بايد مردم و خصوصاً جوانان را نسبت به حقايق و واقعيت‌هاي صحنه نبرد جبهه انقلاب اسلامي و جبهه استكبار در منطقه و جهان آگاه ساخت. بايد مردم نسبت به نقشه شيطاني و پروژه نفوذ دشمنان و خصوصاً امريكايي‌ها كه در حال پياده‌‌سازي آن در ايران هستند، آشنا شده و به مقابله با آن و جريان نفوذ بپردازند.

مردم بايد بدانند كه طراحان «اسلام رحماني» چگونه با قرار گرفتن در پشت يك مطلب حق و عنوان زيبا، به دنبال خارج كردن «اسلام انقلابي» از صحنه هستند. مردم و جوانان بايد بدانند كه چه كساني با پشت كردن به راه امام و شهيدان به دنبال سازش با جبهه استكبار و تأمين دنياي خود هستند. مردم بايد بدانند كه «اسلام» منهاي «انقلاب» همان اسلامي است كه تأمين‌كننده منافع امريكا است و حضرت امام(ره)، نام آن را «اسلام امريكايي» گذاشتند. مردم بايد بدانند كه استكبار و امريكا، از ملت ايران تبعيت و پيروي مي‌خواهد و مسائلي چون هسته‌اي، موشكي و حقوق بشر بهانه‌هايي بيش براي اعمال فشار تا رسيدن به اين مقصد نيست. مردم ايران بايد بدانند كه استقلال، پيشرفت، عزت و قرار گرفتن بر قله‌هاي افتخار و سربلندي، فقط و فقط با ايستادگي، مقاومت و مبارزه با استكبار و امريكا حاصل مي‌شود. مردم بايد بدانند كه مشكلات كشور با سر تعظيم فرود آوردن در برابر استكبار نه تنها حل نخواهد شد بلكه ملت هويت خود را نيز از دست خواهد داد و از اين رهگذر، سلطه استكبار بر كشور احيا خواهد شد.[19]

5-                        حسّاسیّت در برابر دشمن

 مقام معظم رهبری در بیست و هفتمین مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، شاخصه چهارم انقلابی‌گری را حساسیت در برابر دشمن ذکر کردند. با توجه به ادبیات و منظومه فکری معظم له، این موضوع از الزامات جهاد کبیر و عدم اطاعت از دشمن نیز هست؛ چرا که شناخت دشمن و باور به این که دشمن وجود دارد، از الزامات جهاد کبیر و تبعیت نکردن از دشمن است. دیدن طراحی ها و مرور سوابق و آسیب‌هایی که در حوزه های مختلف فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی به انقلاب و کشورمان وارد کرده و می کند، توهم نیست:«نقطه‌ی مقابل این حسّاسیّت چیست؟ نقطه‌ی مقابل یکی این است که بعضی اصل دشمن را انکار میکنند. وقتی ما میگوییم دشمن داریم، میگویند «آقا، شما دچار توهّمید؛ توهّم توطئه». خود این مطرح کردن توهّم توطئه، به‌نظر ما یک توطئه است؛ برای اینکه حسّاسیّتها را کم کنند [میگویند]: «آقا، دشمن چیست، کدام دشمنی؟» واضح‌ترین چیزها را انکار میکنند. میگوییم آمریکا دشمن انقلاب است، ذات نظام سلطه اقتضا میکند که با نظامی مثل نظام جمهوری اسلامی دشمن باشد؛ منافعشان ۱۸۰ درجه با یکدیگر اختلاف دارد. نظام سلطه اهل خیانت است، اهل جنگ‌افروزی است، اهل ایجاد و سازماندهی گروه‌های تروریست است، اهل سرکوب کردن گروه‌های آزادی‌خواه است، اهل فشار آوردن بر مظلومین - مثل فلسطین و امثال فلسطین- است؛ این طبیعت نظام سلطه است».[20]

کوتاهی و سستی در شناخت دشمن و یا تسلیم اغواگری و صحنه‌آرایی دشمن شدن در مسائل مختلف، نه تنها توفیق را در عرصه عملیاتی سازی جهاد کبیر از ما سلب می کند، بلکه از منظر رهبر فرزانه انقلاب فرجامی جزء شکست اسلام و سیلی به آن نخواهد داشت. لذا امام خامنه‌ای با هشدار نسبت به هر نوع ارتباط گیری بدون شناخت دشمنان انقلاب اسلامی، حتی برخی کوتاهی های ظاهری و سیگنال‌های مثبت را با تردید می نگرند و نسبت به نفوذ از منافذ مختلف سیاسی و اقتصادی به ویژه فرهنگی و رسانه ای هشدار می دهند:

 «هر فردی و هر جریانی که برای اسلام و به نام اسلام کار میکند، اگر به آمریکا اعتماد کرد، خطای بزرگی مرتکب شده و سیلی‌اش را خواهد خورد... این دشمن را باید شناخت و در مقابل کارهای او باید حسّاسیّت نشان داد؛ حتّی اگر نسخه‌ی اقتصادی هم به ما میدهند، باید با احتیاط برخورد کرد؛ مثل این است که دشمنی بیاید به انسان یک دارویی را بدهد و بگوید آقا، این دارو را بخور برای فلان بیماری؛ شما احتیاط میکنید؛ احتمال دارد در داخل این دارو زهر گذاشته باشد. نسخه‌ی سیاسی و نسخه‌ی اقتصادی دشمن هم باید با احتیاط مورد توجّه قرار بگیرد؛ حسّاسیّت در مقابل دشمن این است. طبعاً این حسّاسیّت وقتی بود، دیگر تبعیّت نخواهد بود، و عرض کردیم که عدم تبعیّت همان جهاد کبیر است».[21]

نتیجه

در حقيقت همچنان که از آغاز خلقت و در طول تاريخ، شيطان با ترويج وسوسه نافرماني از اطاعت خداوند و انحصاراً اطاعت در عبادات و تحديد فرامين الهي، همواره عده‌اي را به دام انداخته است، امروز هم شياطين انس و استکبار جهاني براي مقابله با نظام جمهوري اسلامي، اين سياست را در پيش گرفته‌ اند و مي‌کوشند با نفوذ در انديشه و باور برخي کارگزاران و دولتمردان و تاثيرگذاري در مراکز تصميم‌ساز و تصميم‌گير کشور، به هدف خويش، يعني استحاله نظام اسلامي دست يابند و تهاجم به مباني و نهادهاي انقلاب نظير سپاه پاسداران و شوراي نگهبان و جوانان حزب ‌اللهي و شخصيت‌ها و روحانيون انقلابي نيز از جمله اقدامات در راستاي تضعيف نيروهاي انقلاب و استحاله نظام است، چنان که در انتخابات اخير مجلس شوراي اسلامي و خبرگان نيز دشمن و عوامل نفوذي او، تلاش فراواني براي رخنه در اين دو نهاد سرنوشت ‌ساز به عمل آوردند که خوشبختانه با هوشياري ملت موفق نشدند.[22]

  در یک کلمه: تلاش در این جنگ نرم، زمینه‌سازی برای تهی شدن نظام از عناصر قدرت است؛ میخواهند کاری کنند که نظام اسلامی از عناصری که در درون او است و مایه‌ی اقتدار او است، تهی بشود و خالی بشود. وقتی ضعیف شد، وقتی عناصر قدرت در او نبود، وقتی اقتدار نبود، دیگر از بین بردنش و کشاندنش به این سَمت و به آن سَمت، کار مشکلی برای ابرقدرت‌ها نخواهد بود؛ میخواهند او را وادار کنند به تبعیّت.[23]



[1] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس و اعضای دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری، 6/3/95.

[2]. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، چاپ دوم، المکتبة المرتضویة، 1363، ص 101.

[3] . علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج2، ص 77-78.

[4] . محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج21، ص3.

[5] . زین الدین جبل عاملی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، بیروت، دارالعالم الاسلامی، ج2، ص 379، پاورقی.

[6] . بیانات مقام معظم رهبری در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع)، 3/3/95.

[7] . برای استناد قرآنی رجوع کنید به آیه 75 سوره نساء برای جهاد اصغر و آیه 78 سوره حج برای جهاد اکبر.

[8] . پیش از این با دو مفهوم اسلامی جهاد اکبر و جهاد اصغر آشنا بوده و هستیم. این دو مفهوم یا اصطلاح، از روایتی منسوب به حضرت نبی اعظم (ص) برگرفته شده است که این حدیث در کتاب شریف کافی چنین گزارش شده است: «عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ (ع) أَنَّ النَّبِیَّ (ص) بَعَثَ بِسَرِیَّةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِیَ الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ قِیلَ یَا رَسُولَ‌اللهِ‌(ص) وَ مَا الْجِهَادُ الْأَکْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ.» (الکافی، ج 5 باب وجوه الجهاد، ص 9)

[9] . محمود فرشیدی، «جهاد کبير و خطر نفوذي‌ ها»، روزنامه رسالت،10/3/95، ص1و2

[10] . بیانات مقام معظم رهبری در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع)، 3/3/95.

[11] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس و اعضای دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری، 6/3/95.

[12] . محسن قرائتی، تفسیر نور، ج1، ص 193. 

[13] . بیانات مقام معظم رهبری در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع)، 3/3/95.

[14] . همان.

[15]. «جهاد کبیر اقتصادی؛ پیش‌شرط‌ها و گام‌های اجرایی»، کیهان، تاریخ 16/3/95.

[16] .همان

[17] .همان.

[18] . بیانات رهبری در دانشگاه امام حسین(ع)،3/3/95.

[19] . یدالله جوانی، «جهاد تبيين شرط لازم براي جهاد كبير است»، روزنامه جوان،11/3/95، ص2.

[20] . بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم سالگرد ارتحال امام، 14/3/95.

[21] .همان

[22] . فرشیدی، پیشین، ص2.

[23] . دیدار مقام معظم رهبری با برگزیدگان مجلس پنجم خبرگان رهبری،6/3/95.