تأملی بر ضرورت¬های سیاسی و اقتصادی تحقق اقتصاد مقاومتی
باسمه تعالی
اشاره:
پس از سپری شدن چند ماه از اجرای برجام، معادله مناسبات بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا وارد فاز جدیدی شده است. رفتارشناسی آمریکاییها نشان میدهد نه تنها عزمی جهت لغو تحریمها ندارند، بلکه تحریم های جدیدی نیز علیه جمهوری اسلامی ایران وضع نمودهاند و علاوه بر آن، از طرق مختلف اعم از تهدید و تطمیع از سایر کشورهای دنیا نیز میخواهند که تحریم های ایران را لغو نکنند.
بررسی های عمیق تر مواضع مقامات و کارشناسان غربی نشان می دهد که رویکرد تعاملی آمریکا هم برای تضعیف پایههای اقتصادی کشور بوده است؛ زیرا رهبر معظم انقلاب از پنج سال پیش هوشمندانه نسبت به هدفگذاری اصلی توطئههای آنها را برای تحریمها و ضربه هویتی به اساس انقلاب و گفتمان امام از این طریق هشدار داده و نسخه اقتصاد مقاومتی را برای مقاوم سازی پایه های اقتصادی کشور از هر تکانه سیاسی و بین المللی را به مردم و مسئولان توصیه کردند. این هدفگذاری در عرض چند سال به رغم اجرای «کجدار و مریز» به اذعان کارشناسان آمریکایی توانست حدود 40درصد اقتصاد ایران را از تیررس تهدیدات و تحریم های بیگانه خارج نماید. لذا همین کارشناسان به هیئت حاکمه آمریکا اصرار میکردند که اگر برجام را نپذیرید، ضریب مقاومسازی و مصون بخشی اقتصادی ایران به دو برابر افزایش پیدا کرده و دیگر نمیتوانیم با ایران مقابله نماییم.
یکی از علل انتخاب موضوع اقتصادی برای شعار سال به رغم تکرار آن در سالهای گذشته، معرفی مسئله اقتصاد به عنوان اولویت اول مسائل کشور در همین پارادایم مقابله با آمریکا و مسدودسازی باب توطئههای نظام سلطه قابل تحلیل است.
اقتصاد مقاومتی؛ ضرورت های سیاسی و اقتصادی
مقدمه
امروزه تحولات سیاسی و اجتماعی- فرهنگی که بخشی به تهاجم فرهنگی و بخشی دیگر مربوط به توسعه است، موجب مطالبهگری و تقاضای رفاه بیشتر گردیده و در گردش قدرت که به نوعی چرخش سیاسی هم هست، تأثیرگذار شده است. همچنین درحال حاضر یک نوع انحراف میان نخبگان سیاسی که در موضع قدرت هستند به وجود آمده است. برخی از نخبگان و مسئولان سیاسی معتقدند که باید واقعیت را پذیرفت و از موضع واقعگرایی و رئالیسم، ایده سازش و کنار آمدن با غرب را دنبال کرد که این دیدگاه زمینه ساز توطئه خارجی و نفوذ میشود.
از سوی دیگر نظام استکبار، حرکت کلی نظام جمهوری اسلامی ایران را در راستای قدرت یابی و پیشرفت میداند که همزمان با ایستادگی و مقاومت واستقلال گرایی انجام میدهد پدیدهای که نه تنها برای خود کشور اسلامی مولد قدرت و پیشرفت است بلکه میتواند برای سایر کشورها و ملتهای استقلال طلب و بیزار از سلطه غرب، الگوی عملی ارائه دهد. بنابراین شرایطی پدید آوردهاند که به جای ایده استقلال، ما را به سمت وابستگی بکشانند که ضرورت شکستن تحریم و حل مسائل اقتصادی از طریق برجام و تکرار برجامها هم توجیهگر آن است. از این رو سیاست خارجی کشور در شرایط فعلی در قالب تئوری وابستگی متقابل، قابل فهم است.
لذا این دو مسئله موجب شد تا غربیها به سمت هدفگذاری برای بازگشت به سلطه از مسیر تغییر در ماهیت دینی و انقلابی حرکت کنند و شرایط را از طریق وابستگی برای سلطه فراهم کنند، لذا این تغییرات در غالب تئوری وابستگی متقابل قابل فهم است.
تئوری وابستگی متقابل
نظریه پردازان تئوری وابستگی متقابل معتقدند از آنجایی که مردم به دنبال رفاه هستند و اقتصاد میتواند این رفاه را تأمین کند و به غیر از تعامل با سایر قدرتها، نمیتوان مطالبات مردم را برآورده کرد، باید به جای قدرت نظامی، قدرت اقتصادی پذیرفته شود. این قدرت از قِبل بده – بستان و تعامل تأمین میشود و کشور را به سمت منفعتی که از راه اقتصاد وتکنولوژی قابل تأمین است، حرکت میدهد. تئوری وابستگی متقابل مفروضاتی دارد که برخی از آنها عبارتند از:
1- سپری شدن دوره بازدارندگی و موضوعیت یافتن قدرت ایجابی یا سازنده: طرفداران این نظریه میگویند، کافی نیست که با قدرت نظامی و نظامیگری فقط از تجاوز دیگران جلوگیری کرد؛ بلکه باید از داخل نیز بتوان دیگران را متقاعد کرد که امکان عمل از راه قدرت سازنده وجود داشته و اقداماتی را صورت داد. یعنی قدرت مثبت برای انجام اراده و عمل هم لازم است که عمدتاً اقتصادی است.
2- اهمیت مسائل اقتصادی: آنها معتقدند در حالی که برخورداری رفاه و توان اقتصادی یک ضرورت مسلم است، اما قبل از آن که به طور مستقل در داخل پیگیری شود باید به کمک دیگران حل شود لذا به جای تکیه بر خشونت و تقابل، باید به سمت صلح وصفا و روابط مسالمتآمیز و برقراری رابطه حرکت کرد.
3- حساسیت و آسیبپذیری: همانطور که ما به رفتار دیگر کشورها حساس هستیم، دیگر کشورها هم به رفتار ما حساس هستند، به همین دلیل نیازی نیست که موشک وجود داشته باشد؛ زیرا با این عملکرد باعث خواهیم شد تا حساسیت کشور مقابل نسبت به ما برانگیخته نشود. حتی میتوان پیامی مخابره کرد که هم ما به شما و هم شما به ما نیاز دارید. لذا باید پذیرفت که آنها از این وابستگی و تعامل متقابل استقبال میکنند و ما هم به نتایجی دست پیدا خواهیم کرد.
4- عدم کارآیی زور در روابط خارجی و اهمیت منافع اقتصادی بر تقابل نظامی و امنیتی: سپری شدن دوره خودکفایی و استقلال در داخل.
بر اساس این نگاه، هر چقدر به سمت جلو حرکت صورت میگیرد هم نیازها بیشتر و هم شیوه برآوردنشان پیچیدهتر میشود و دیگر نمیتوان با تکیه به داخل پاسخگوی نیازها بود؛ زیرا در شرایطی هستیم که تعامل و استفاده از ظرفیتهای مشترک و متقابل یک ضرورت است و باید پذیرفت که وابستگی صورت نگرفته است؛ بلکه یک نوع تعامل و بده بستان ایجاد شده است.
5- فائق آمدن نظریه پاداش و تشویق، بر اجبار و وادار شدن به تمکین: در مسیر پیشرفت و توسعه، تشویق و پاداش موثرتر از اجبار است و باید کاری کرد که از قِبل ارتباط، سودی هم برای دیگر قدرتها تأمین شود.
مجموع همه این مسائل همان چیزی است که امروزه آقای زیباکلام علنیتر، آقای سریع القلم علمیتر و پیچیدهتر و مشاورین رئیس جمهور و وزیر امور خارجه مثل آقای خرم صریحتر بیان میکنند. آنها معتقدند دوران خودکفایی و نگاه به داخل و استقلال سپری شده و ناچار هستیم تا با دیگران رابطه برقرار کنیم. همچنین اشارهای دارند به این موضوع که تحریم عامل اصلی مشکلات و مسائل کشور است؛ لذا باید به سمت خروج از تحریم حرکت کرد.
از طرفی دیگر آمریکاییها هم یک دو راهی را القاء میکنند که یا تحریم یا سازش، وهمین مسئله نیز باعث شد تا مقام معظم رهبری اقتصاد مقاومتی را راهکار اصلی برای خروج از دو راهی و افزایش قدرت ملی معرفی کنند. زیرا قدرت ملی، توان یک دولت برای پیشبرد، اراده و اقدام است و باید آن را ترمیم کرد. قدرت ملی برای تحقق اهداف و منافع ملی، به دو عامل وابسته است:
1- عوامل محسوس و مادی شامل: جغرافیا، جمعیت، دانش و تکنولوژی،توان نظامی و اقتصاد،
2- عوامل نامحسوس و معنوی شامل: ایدئولوژی، رهبری، روحیه، خصایص ملی و عوامل سیاسی،
در حال حاضر در هر دو دسته این عوامل، نقاط آسیبپذیری در کشور وجود دارد. از جمله این نقاط، ضعف در عرصه اقتصادی و بزرگنمایی در تحریمهاست که هر دو محسوس میباشند. اما همینگونه عوامل سبب شده تا اقتصاد در عرصه عوامل نامحسوس نیز آسیب پذیر جلوه داده شود. در چنین شرایطی نظام باید به سمت حفظ قدرت بازدارندگی و تولید قدرت مثبت و عمل کننده حرکت کند که اقتصاد مقاومتی یا مقاوم سازی اقتصاد میتواند برای کشور تولید قدرت مثبت و عمل کننده نماید و توانایی اقدام و اجرای تصمیمات را صورت دهد.
اقتصاد مقاومتی تنها موضوعی است که هیچ کدام از جریانات سیاسی و اجتماعی هم نمیتواند با آن مخالفت علنی کنند، زیرا برای مردم ملموس و محسوس است و لذا میتواند در شرایط پسا برجام ناجی کشور باشد.
چرایی اقتصاد مقاومتی از منظر سیاسی
1- ناکافی بودن راه حل های سیاسی از جمله برجام برای حل مشکلات اقتصادی مردم
یکی از علل انتخاب موضوع اقتصادی برای شعار سال به رغم تکرار آن در سالهای گذشته، طرح مسئله اقتصاد به عنوان اولویت اول مسائل کشور است. این اولویت در حالی از سوی مقام معظم رهبری عنوان گردید که معظم له همراهی لازم را با دولت جهت حل مشکلات اقتصادی از راه لغو تحریم ها داشته؛ اما بنابه دلایل عدیده منجمله کارشکنی آمریکائیها، گشایش محسوسی که بتواند تغییری در وضعیت رکود تورمی ایجاد و بر سفره خانواده ها تاثیر گذار باشد، بوجود نیاورده است.
نکته مهم در این رابطه، وجود دو نگاه متفاوت به موضوع برجام است. یک دیدگاه از همان ابتدا امیدی به کمک دشمنان انقلاب اسلامی نداشت؛ ولی همراهی با برجام را برای اتمام حجت قانع کردن دیدگاهی که فکر میکرد میتوان از این راه به حل مشکلات و مسائل اقتصادی کشور پرداخت، دنبال میکرد.
با این نگاه نتایج مذاکرات هسته ای و توافق بدست آمده بسیار مثبت ارزیابی می شود! چراکه:
1- عدم پای بندی آمریکا به تعهداتش کاملا روشن شده و به بهانه های مختلف از اجرای آن سرباز می زنند،
2- امریکا اجازه نمی دهد تاثیر مثبتی از ناحیه لغو تحریم ها بر اقتصاد ایران محسوس گردد،
3- بازگشت ادبیات خصومت آمیز مقامات آمریکایی با توجه به ناتوانی در مهار پیشرفت های ایران،
4- وضع تحریم های جدید به بهانه های مختلف حقوق بشری و حمایت از تروریسم،
5- آمریکا و دشمنان ملت ایران ثابت کرده اند بدنبال حل مشکلات ایران و هیچ کشور دیگری نبوده و نیستند،
6- برای حقیقت طلبان روشن شد که مشکل اقتصاد ایران با مذاکره حل نمیشود و باید روی پای خود ایستاد،
7- بهانه از کسانی که ممکن است روزی مسئولان نظام را به عدم استفاده از شرایط مساعد برای حل مشکلات فی مابین ایران و آمریکا متهم کنند، گرفته شد. چراکه به سرعت ماهیت واقعی خود را روشن کرده و ممکن است عده ای بخطا فکر کنند که شرایط دوره اوباما متفاوت بوده و باید از آن استفاده میشد. اما رفتن به سمت توافق ثابت کرد که سیاستمداران واشنگتن هرگز صادق نبوده و دست دوستی آنها نیز برای مکر و فریب است.
این در حالی است که برای بسیاری روشن بودکه آمریکاییها برای کمک به ایران دست دراز نکردهاند؛ بلکه برای رسیدن به اهداف خودشان این تصمیم را گرفتند، اما با پوششی دیگر و اگر نظام از این فرصت استفاده نمیکرد با مسائل و مشکلات عدیدهای مواجه میشد و باید پاسخگو میبود. به همین علت بعضی از افراد ماهیت مذاکره و هدف نظام برای مذاکره را با تیم مذاکره کننده و دولتی که یک طرف مذاکره قرار گرفته است، اشتباه گرفته اند.
2- بروز نشانگان سیاسی در بازگشت آمریکا به تشدید خصومت
شواهد نشان میدهدکه در آمریکا تندروی مورد اقبال مردم آمریکا واقع شده و این رویکرد منجر خواهد شد تا دوباره تندروها به عرصه سیاست باز گردند. اگر این اتفاق رخ دهد، دوباره تندروها حاکم شوند و افراطیون به عرصه مدیریت کاخ سفید بازگردند، پیامدهای متفاوتی بر روابط ایران و آمریکا و همچنین مسائل داخلی کشورمان خواهد داشت. برخی از این پیامدها عبارتند از:
1- افزایش فشارهای بین المللی،
2- تشدید فضای روانی تبلیغی علیه جمهوری اسلامی ایران،
3- تشدید تنشهای منطقهای بویژه در روابط ایران و عربستان،
4- افرایش ناامنی ناشی از تحرکات داعش،
5- احتمال تشدید و استمرار جنگ نیابتی و پیامدهای غیر قابل پیش بینی آن،
6- افزایش انسجام داخلی میان مسئولان و نخبگان کشور با کاهش اختلافات،
7- ضعف جریان غربگرا و تقویت جریان انقلابی و ارتقاء روحیه انقلابی در کشور،
با تغییر رویکرد سیاست خارجی آمریکا و تشدید فشارها، ضرورت تحقق شعار سال بیش از پیش روشن گردیده و مبرهن میگردد که در شرایط سخت تنها چیزی که کشور را نجات میدهد داشته ها و انباشتههای خودی است. شرایطی که با توجه به ادبیات مقامات امریکا فاصله زیادی با آن نیست و باید همه توان خویش را جهت تحقق اقتصاد مقاومتی به کار گرفت.
3- پذیرش شکست سیاسی در صورت ناتوانی در نبرد اقتصادی
با روشن شدن ماهیت خصمانه دولت آمریکا، ابعاد سخنان حکیمانه رهبر معظم انقلاب در تبیین ماهیت استکباری و روحیه برتری جویانه و زیاده خواهی آمریکا نیز روشن می شود. با این اتفاق روشن می شود که تفاوت لحن و ادبیات مقامات این کشور تاکتیکی بوده و اثبات خواهد شد که سیاستمداران آمریکا با دقت و استادانه چهرهها را تغییر میدهند. روزی که اوبامای سیاه پوست و خواهان تغییر به قدرت میرسد، دیپلماسی هوشمندانه و نامه نگاری با مقامات عالی جمهوری اسلامی صورت میگیرد و امروز با احتمال روی کار آمدن امثال ترامپ برنامه ریزی سخت افزاری انجام میدهند.
آنچه در این میانه ثابت است، میدان نبرد استکبار جهانی با انقلاب اسلامی ایران است که هویتی است. آمریکا در این عرصه تلاش میکند از راه اقتصاد به اهداف خود دست پیدا کرده و از این طریق همان تغییر رفتاری را از ایران مطالبه میکند که فقط صورتی از انقلاب را باقی گذاشته و سیرت آن را تغییر دهد.
بدین ترتیب جمهوری اسلامی برای تقابل با استکبار جهانی وچهره افراطیون آمریکا و همچنین ورود به تنشهای منطقهای، باید بتواند روی پای خود بایستد. اگر کشور در مسئله اقتصاد قوی نباشد، وابسته باشد، وضعیت فعلی کشور حاکم باشد و نیاز به کمکهای بیگانه داشته باشد، قطعا با مشکل مواجه خواهد شد و باید سعی کند در سال 95 ضعف خود را بپوشاند؛ در غیر اینصورت با آیندهای سخت روبرو خواهد شد.
4- تلاش جهت بهره برداری سیاسی از ضعف های اقتصادی
عدهای در داخل نیز به بهانه اینکه مشکلات اقتصادی، نارسایی، ضعف، مطالبات اقتصادی مردم و ... وجود دارد به دنبال تحقق اهداف سیاسی خود از طریق تعمیم الگوی مذاکرات هسته ای هستند. صرف نظر از اقداماتی که این عده برای تعامل بیشتر با امریکا به عمل میآورند که در صورت تعارض با منافع ملی و مصالح کشور، ضرورت عقب نشینی از مواضع را مطرح میسازند، در زمینه مذاکرات صورت گرفته نیز با نگاهی خوشبینانه به به ارزیابی نشسته و ناچاراً از نقاط ضعف و اشکالات چشم پوشی میکنند. این عده برای القاء ضرورت مذاکرات دست به برجستهسازیهایی در نقاط ضعف جبهه خودی و بزرگنمایی نقاط قوت طرف مقابل مینمایند. چنانچه در ماجرای توافقات هسته ای نیز چنین کرده و با بحران نمایی در داخل، تصویر بسیار زیبایی از شرایط پسابرجام و دوره بعد از لغو تحریمها ساختند که با واقعیات همخوانی نداشته و نتیجه آن افزایش همزمان مطالبات مردم از دولت در داخل کشور و امید غرب به فشار بیشتر گردید. نقش این افراد از دید مقام معظم رهبری هم پنهان نماند و مورد تقبیح قرار گرفت. چنانچه فرمودند: عده ای هم در حجم تحریم ها، هم در میزان تأثیر تحریم ها و هم در اثر بخشی لغو تحریمها مبالغه کردند.
5- برنامه ریزی آمریکا برای جلوگیری از تحقق اقتصاد مقاومتی
نکته مهم و قابل توجه این است که غرب به راهبرد درست اقتصاد مقاومتی از سوی ایران پی برده است و به همین علت برای جلوگیری از تحقق آن راهکارهایی را آماده کرده است.
یکی از این راهکارها زمانی مشخص شد که در حین مذاکرات هسته ای یکی از کارشناسان آمریکایی به تیم مذاکره کننده ایران توصیه کرد تا در موضوع برجام نتیجه حاصل شود؛ زیرا ایران راهبرد اقتصاد مقاومتی را انتخاب کرده است و نزدیک به 40 درصد اقتصادشان با این راهبرد مقاوم خواهد شد. همچنین اگر تحریم ها تشدید شود نزدیک به 90 درصد از اقتصاد ایران مقاوم سازی خواهد شد.
ایران در هوا، زمین، دریا، موشک، جغرافیا و... قدرتمند شده است و فقط میتوان از طریق اقتصاد که نقطه ضعفشان هست ورود پیدا کرد. اگر در این زمینه نیز مقاوم گردد دیگر گوش به فرمان غرب نخواهد بود. کارشناسان امریکایی نیز توصیه داشتند مقامات امریکا باید اقدام پیشدستانهای انجام دهند و بخشی از مذاکرات از بُعد اقتصادی را بررسی کنند تا بتوانند وابستگی ایجادکرده و ضرباتی را به راهبرد اقتصاد مقاومتی وارد نمایند.
چگونگی تحقق اقتصاد مقاومتی
1- تأمین کالاهای اساسی
در عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی اولین و مهمترین موضوع تأمین کالاهای اساسی است. نظام باید در مقابل واردات بیرویه کالاهای اساسی جلوگیری بعمل آورد و مقاوم باشد؛ زیرا اگر در این موضوع برنامهریزیهای صحیحی صورت نگیرد نظام با مشکل مواجه خواهد شد.
ایران در تامین روغن نباتی، نزدیک به 92 درصد وابسته به خارج از کشور است و تنها اقدامی که صورت داده، اجاره چند مزرعه در ارمنستان و ترکمنستان است تا خود برای تامین روغن نباتی اقدام کند و وابستگی خود را به 87 درصد برساند. اما با وجود بسترهای مناسب، چرا نباید این فعالیتها در داخل ایران صورت گیرد؟ اگر تحریمها در مورد کالاهای اساسی آغاز گردد آیا میتوان ملت را با توجه به تغییر ذائقه به وجود آمده مدیریت کرد؟ در حال حاضر زمینه برای تولید روغن در داخل کشور به مقدار 50 درصد آماده است اما 5-6 نفراز واردکنندگان روغن موافق این امر نبودند زیرا سود آنها در وارد کردن روغن از خارج است.
بنابراین اولین قدم تامین 31 قلم کالای کشاورزی و همچنین بنزین است. از همین رو، مقام معظم رهبری به دولت فرمودهاند باید بتوانید برای 120 میلیون نفر غذا تهیه کنید. لذا همه مسئولین باید اولویت اول خود را تامین کالاهای اساسی قرار دهند، در غیر اینصورت اقتصاد مقاومتی عملیاتی نخواهد شد.
هیئت هایی از آلمان وارد ایران شدند و با بهانه هایی مانند ضعف مدیریت آب و خاک در ایران، پیشنهاد دادند تا 40 درصد غذای ایران را تامین کنند، در حالی که کارشناسان پیش بینی کرده اند که ایران میتواند غذای 250 میلیون و حتی 400 میلیون نفر را تأمین کند.
امسال آمریکایی ها گندم درجه یک خود را در خلیج فارس به قیمت 870 تومان میفروشند در حالی که در داخل کشور گندم از کشاورز به قیمت 1270تومان قرار است خریداری شود. به همین منظور بعضی از مدیران دنبال این هستند با تغییر قانون، گندم آمریکایی را خریداری کنند، که خوشبختانه وزیر کشاورزی در مقابل آنها مقاومت کرد و جلوی آنها ایستاد. وی معتقد است که اگر این اتفاق رخ دهد کشاورزی نابود و وابستگی غذایی به غرب ایجاد خواهد شد و باعث میشود تا ایران به بدترین نوع از وابستگی دچار شود.
2- توجه به فعالیتهای اقتصادی مزیت دار
مقام معظم رهبری در اوایل سال، ده نکته در مورد اقتصاد مقاومتی مطرح نمودند. یکی از این ده بند، تاکید بر انجام فعالیتهای اقتصادی مزیت دار است؛ یعنی فعالیتهایی که درآمدزا و دارای صرفه برای نظام باشد. مانند برخی از صنایعی که زمینه آن در ایران وجود دارد.
در سال گذشته صنعت اسب آمریکا 24 میلیارد دلار برای آمریکا درآمدزایی داشت که 124 میلیارد گردش مالی برای امریکا داشته و به اندازه اقتصاد یک کشور جهان سومی درآمدزایی کرده است. باید این ظرفیتها شناسایی شود و این ظرفیتها در درمان، معادن، راه و... ایران وجود دارد.
در صنعت هوایی، ایران میتواند نزدیک به دو- سه میلیارد درآمد کسب کند؛ زیرا از نظر جغرافیایی در منطقهای واقع شده است که میتواند از این ظرفیت به نحومطلوب استفاده کند. در زمینه نیروی انسانی حرفه ای میتواند درآمد کسب کند. در زمینه توریسم درمانی در سال گذشته نزدیک به یک میلیارد درآمد برای کشور کسب نموده است که اگر سازماندهی صورت گیرد کارشناسان معتقدند تا 7 میلیارد هم میتوان از راه توریست درمانی درآمد کسب کرد. منابع طبیعی زیادی که در ایران وجود دارد میتواند اقتصاد ایران را مقاوم سازی کند.
3- مبارزه با قاچاق کالا به عنوان مانع بزرگ اقتصاد مقاومتی
عملیاتی کردن این ظرفیتها بیشتر متوجه مسئولان است که اگر مسئولان معتقد به اقتصاد مقاومتی باشند اقتصاد ایران مقاوم خواهد شد. مقام معظم رهبری در زمینه قاچاق کالا و ارز فرموده بودند که باید مبارزه صورت گیرد؛ اما زمانی که کالا به صورت غیر قانونی و با کشتی توسط بعضی از مسئولین وارد میشود مبارزه با قاچاق کالا دیگر معنایی ندارد. مسئله قاچاق به اندازهای گسترش پیدا کرده است که 24 میلیارد و نزدیک به یک سوم گردش مالی ایران را شامل میشود.
آیا با این وسعت قاچاق میتوان اشتغالزایی کرد؟ و بهره وری را افزایش داد؟ تا زمانی که بعضی از مسئولین معتقد باشند که میشود مقداری قاچاق انجام شود، اقتصاد ایران رونق پیدا نخواهد کرد.
در تئوری انسجام درونی سریع القلم دو مقدمه مطرح شده است؛
1- مقدمه مدیریت فرهنگی
2- مقدمه عزم نخبگان.
تا زمانی که نخبگان و مسئولان کشور نگاه خود را به سمت اقتصاد مقاومتی تغییر ندهند، این راهبرد عملیاتی نخواهد شد.
در زمینه مصرف چای، کشور سالیانه 120 هزار تن چای مصرف میکندکه از این مقدار 30 هزار تن داخلی و90 هزار تن قاچاق است. در حالی که نزدیک به سه سال به مجلس تذکر داده میشود تا برای واردات چای ردیفی در نظر گرفته شود اما متاسفانه تا به امروز هیچ اقدامی صورت نگرفته است. عدم شفافیت قانون باعث گردیده تا منبع درآمد خاصی برای بعضی از نمایندگان مجلس و دولتی ها به همراه داشته باشد.
در سال گذشته آمارها نشان دهنده مصرف60 میلیارد نخ سیگار توسط ایرانیها است، به همین منظور تصمیم گرفته شد تا بودجهای در این زمینه تصویب شود و هر وارد کننده ای با ثبت سفارش برای وارد کردن سیگار 15 ریال عوارض بدهد که نزدیک به 20 میلیارد سفارش ثبت شد و هر نخ سیگاری 15 ریال مالیات پرداخت شد. اما در سال گذشته این بند شفاف را حذف کردند. اگر درآمدزا، شفاف و مناسب بود چرا حذف شد؟
خوشبختانه امسال دولت حمایت از تولید را پذیرفته، در همین راستا نیز مقام معظم رهبری تأکید کرده اند که در آخر سال، گزارشهای ارائه شده از سوی دولت باید نشان دهد که کارخانجات تولیدی، شرکت ها، صنایع کشاورزی و ... کشور فعال شده اند.
در زمینه بهره وری نیز باید همه دست به دست یکدیگر بدهند زیرا قسمتی از آن مربوط به دولت و قسمتی دیگر مربوط به ملت میباشد.تا بتوان در مصارف انرژی هم صرفه جوییهایی صورت گیرد و ذخایر انرژی نیز به گفته مقام معظم رهبری به 100 میلیارد برسد.
4- توجه به شرکتهای دانش بنیان
در اسناد بالادستی توجه به شرکتهای دانش بنیان صورت گرفته و مقام معظم رهبری نیز بر آن تاکید دارند. قرار است دولت در این زمینه ورود پیدا کند و بخشی از هزینه های آنها را تسویه نماید. اما معتقد است این امر باید از طریق اداری حل شود. ارزش افزوده در زمینه شرکتهای دانشبنیان 5 برابر تولیدات دیگر است. یعنی اگر برای شرکتهای دانش بنیان فعالیتی صورت گیرد سود آوری آن برای خود فرد و نظام 5 برابر دیگر فعالیتها خواهد بود.
درگذشته آمریکاییها هر نرمافزاری را که طراحی میکردند و به چین میفروختند. چین نرمافزارها را تولید انبوه میکرد و میلیاردها دلار سود به دست میآورد، اما از سال 2015 آمریکا نرم افزارهای خود را به چین صادر نکرد و به همین علت رشد اقتصادی چین و هند نیز از سال گذشته کاهش پیدا کرد. قطع صادرات گوشی همراه اَپل به چین در سال 2015 باعث شد تا مشکلاتی را برای مشتریان ایجاد کند.
با توجه به رتبه های خوب جوانان ایرانی در جشنواره های مختلف داخلی و خارجی، میتوان نتیجه گرفت که جوانان ایرانی قادر هستند تا در زمینه دانش بنیان سودهای زیادی برای کشور کسب کنند. اما در این زمینه لازم است تا مدیریت صحیحی صورت گیرد؛ زیرا نزدیک به 96 درصد از بودجه فعالیتهای دانش بنیان در دست دولت است.
5- جلوگیری از خام فروشی
اگر وزیر نفت فعلی مقداری نگاه خود را نسبت به مسئله خام فروشی تغییر دهد، این مورد هم میتواند کمکی برای اقتصاد مقاومتی باشد. در قسمتی از موارد مانند قرارداد با شرکت«اِنی» ایتالیا قید شده است که به ازای صادرات نفت، این شرکت در ایران سرمایه گذاری و یا بهره برداری مشترک ایجاد کند.
7- ایجاد قرارگاه اقتصادی در استانها
پیشنهاد دیگری که احتمال دارد رخ دهد، ایجاد قرارگاه اقتصاد مقاومتی استانی است که استانداری ها وظیفه دارند پس از فعالیتهای انجام شده ،گزارش آن را به بالا ارسال نمایند. اگر این برنامه به استانداری ها واگذار شود احتمال بهتر شدن فعالیتها در این زمینه نیز وجود دارد.
8- اصلاح شغل
هزینه اصلاح شغل یک چهارم ایجاد شغل است اما متاسفانه بانکیها مخالف این پیشنهاد هستند و آن را نمیپذیرند. اگر این پول توسط بانک به شرکتهایی که با کمبود مالی مواجه هستند تزریق شود باعث خواهد شد تا نیروهای تعدیل شده با هزینه کمتری به کار برگردند. اما بانک برای اصلاح شغل حاضر نیست هزینه ای را انجام دهد و معتقد است شرکت ورشکسته، نتوانسته است مدیریت صحیحی داشته باشد و برای آن هزینه ای انجام نمیشود. به همین علت حاضر است هزینه ای را جهت ایجاد شغل که 4 برابر اصلاح شغل است بدهد اما برای اصلاح شغل هزینه ای را واگذار نکند.
بنابراین یکی از کارهای راهبرد اقتصاد مقاومتی، کمک به پروژه های نیمه تمام و اصلاح آنهاست که اگر نزدیک به 600 شرکت مبنا و مهمی که تعدیل نیرویی داشته است دوباره اصلاح شود میتوان بخشی از اقتصاد را مقاوم سازی نمود.
9- استفاده از صندوق توسعه ملی در جهت تولید
صندوق توسعه ملی دارای پول ذخیره شده قابل توجهی است که میتواند آن را برای کمک به تولید وارد چرخه اقتصاد کند و برای خودش نیز گردش مالی خوبی نزدیک به 15 درصد ایجاد کند.
دولت امسال ملزم کرده است تا مقداری از پول صندوق توسعه ملی برای تولید استفاده شود. بخش مدیریت آب یکی از بخشهایی که از صندوق توسعه ملی استفاده کرده است. همچنین برای حل بحران کم آبی، تنها راه آن برداشتن پول از صندوق توسعه ملی است؛زیرا نزدیک به 300 شهر کشور دارای تنش آبی است.
در سال گذشته از بخش نفت 20 درصد برای صندوق توسعه ملی در نظر گرفته شده بود که احتمال دارد امسال با افزایش تولید و فروش به 24 درصد افزایش یابد. این در حالی است که در سالهای گذشته تا 31 درصد نیز افزایش پیدا کرده بود.
در حال حاضر موجودی صندوق توسعه ملی 30 تا 36 میلیارد است و اگر پولهای در گردش هم بازگردانده شود 56 تا 60 میلیارد در صندوق توسعه ملی وجود دارد.
نتیجه
مقصود علمی و کارشناسی از اقتصاد مقاومتی این است که اقتصاد در برابر چهار تکانه مقاوم سازی شود:
1- انواع تهدیدات؛ نکته اساسی این است که اندیشه های غرب با اندیشه های انقلاب اسلامی ناسازگار است. این اختلافات ایدئولوژیک و فکری باعث شده تا دشمنی های غرب علیه ایران ادامه داشته باشد و بیشترین مشکل را برای ایران ایجاد کنند که هر از گاهی در گونه متفاوتی از تهدیدات بروز می یابد. کشوری که در مقابل انواع تهدیدات قرار دارد باید از لحاظ اقتصادی آسیب ناپذیر باشد. راه دستیابی یه این هدف حرکت به سمت اقتصاد مقاومتی است.
2- تحریمهای اقتصادی؛ مهمترین اصل در اقتصاد مقاومتی مقاومت در برابر تحریمهای اقتصادی است. اگر تحریم ها افزایش پیدا کند زیرساختهای مقابله با آن وجود ندارد. لذا غربی ها هر منبعی که برای ایران درآمدزا بود را تحریم کردند تا اینکه رسیدند به بانک مرکزی و نفت. در آن زمان مقام معظم رهبری راهبرد اقتصاد مقاومتی را مطرح نمودند. باید ظرفیتهای کشور در مقابل این تکانه مقاوم شود تا در مواقع ضروری آسیبی به این انقلاب وارد نگردد.
3- نوسانات ارزی؛ در مسئله ارزی بعضی از کارشناسان پیش بینی کرده اند دلار تا مرز 9 هزار تومان افزایش پیدا خواهد کرد. آیا دراقتصاد مقاوم سازی صورت گرفته است تا بتواند در مقابل سه برابر شدن ارز مقاومت کند؟
4- بلایای طبیعی؛ باید در بلایای طبیعی زیرساخت های کشور آماده باشد؛ با توجه به وجود52 درصد اقتصاد ایران در تهران، اگر زلزله ای صورت گیرد آیا زیر ساختهای آن وجود دارد؟
بدین ترتیبصحبت کردن از اقتصاد مقاومتی و عملیاتی شدن آن بطور مداوم لازم است. زیرا جنس شعار سال از جنس مطالبه گری است. مقام معظم رهبری با فهم و درک خاصی که از شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی دارند، پسوند اقدام و عمل را در ادامه اقتصاد مقاومتی اضافه کردند و از دولتی که استارت انتخابات را زده و به دنبال تشدید اختلافات است، فقط یک مطالبه دارد و این مطالبه نه سیاسی و نه جناحی است؛ بلکه یک واقعیت است و اگر نظام در عرصه اقتصاد موفق نگردد، به زمین خواهد خورد و مبارزه با استکبار ادامه پیدا نخواهد کرد.
لذا باید نسبت به شعار سال مطالبه جدی و واقعی داشت وکمک کرد تا مشکلات اقتصادی کشور حل شود. یکی از بخشهایی که همه مردم میتوانند در آن کمک کنند صرفه جویی در مصرف است. همچنین باید رغبتی ایجاد کرد تا افرادی که دارای توان خاصی هستند به کمک دولت بشتابند. نباید دولت احساس کند که در این عرصه، تنهاست و گروهی با عدم همکاری تلاش می کنند تا این دولت به زمین بخورد.